درست وسط طربناک شدنمان از گل کاشتن های اصغر آقا، گلشیفته جون ممه بازی اش گل کرد و ما را بر سر دوراهی عذاب آوری قرار داد: نمی دانستیم با این حال و روز سرعت اینترنت که فقط وضعیت بازار
سکه و ارز را یارای رقابت با آن است در فلاکت و «بی صاحابی»، با اصغرآقا بمانیم و ویدیوی دریافت جایزه اش دانلود کنیم یا پیِ گلشیفته برویم و کلیپ او را بگیریم. لعنت الله علی مُسَببه.
این وسط از همه جالب توجه تر اما واکنش جماعت ایرانیِ ویلان و سرگردان بود در فیس بوک.
ملت در باب اصغرآقا یک دله بودند و وجه ممیزشان صرفن خلاصه می شد در میزان آبکی بودن کامنت هایشان. اما پیرامون گلشیفته دو دستگی پر رنگی مشاهده می شد –البته اگر آن دسته ی ول معطلی را که با فراگیر شدن بوی هر گوزی در فضای مجازی به طُرفة العینی آن را به شقیقه ی اختلاس و زندانیان سیاسی و قص علی هذا ربط داده و از همه می خواهند بحثی در باب بادِ ماتحت مذکور صورت نگیرد، به حساب نیاوریم که نمی آوریم-، عده ای رگ گردنشان شل و سفت شده و فریاد واهنجارا سر داده بودند و عده ای دیگر را اشک شوق از دیده روان و این سخن بر زبان که: «نمردیم و آزادی زن ایرانی از زنجیر قرنها تحجر و تعصب و اینا به چشم دیدیم» -نقل به مضمون است البته- سخت هم با هم در زد و خورد لفظی برای اثبات مدعایشان.
میان این همه زِرزِرای الکی اما صادقانه ترین واکنش را هم اتاقی ام داشت که پس از روئیت عکس کذایی مرعوب این قبیل صحنه آرایی های خطر ناک جماعت فیس بوکی نشد و تسخرهای رندانه ای زد بر خُردی سایز سینه های گلشیفته. الهی، اِهدنا الصراط المستقیم.
چطوری شلاق خور پوست کلفت بند باسواتا ؟!
بنازم حوصلتو
اين دوستانى که آزادى زن ايرانى پس از قرن ها رو در عکس و فيلم خانم فراهانى ديدن از قهرمان هايى مثل خانم ديانتى يا خانم شهريور خبر ندارن؟
فيلم قبل از انقلابم نديدن؟ در امتداد شب و بدن برهنه خانم گوگوش رو چى؟
به هر حال ما که لذت مى بريم از تابو شکنى ايشان. ايام را بر ما خوش مى کنند!